پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
34
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
ثميستوكليس « 1 » از همان آغاز جوانى دلش پر از آرزوى دخالت در كارهاى توده مردم بود و هميشه خواهان شهرت و نيكنامى مىزيست و همىخواست كه بلندترين پايگاه در ميان مردم از آن او باشد . اين بود كه بىباكانه به دشمنى پيشوايان و بزرگان برمىخاست . به ويژه به دشمن آريستيديس « 2 » و پسر لوسيماخوس كه هميشه با او ايستادگى و دشمنى مىنمود . گفتهاند ثميستوكليس دلداده شهرت و شكوه بود و چندان هوس برخاستن به كارهاى بزرگ را در دل مىپخت كه هنگامى كه هنوز نوجوان بود و در آن زمان جنگ ماراتون « 3 » با ايرانيان روى داد ملتياديس « 4 » ماهرانه فرماندهى آن جنگ را به عهده گرفته آن را به انجام رسانيد و نام و آوازهء او بر زبانها افتاد . ثميستوكليس سخت دلگير بود و شبها را نمىخوابيد و به جاهايى كه هميشه براى دلخوشى مىرفت اين زمان ديگر نمىرفت و چون كسانى از اين تغيير
--> ( 1 ) . Themistocles پلوتارخ گفتگو از پدر و مادر ثميستوكليس و اينكه آنان از شهر آتن نبودند و نام و شهرتى نداشتند و خود ثميستوكليس كودكى خود را با سختى بسربرده مىآورد كه ما از ترجمه آن بخش چشمپوشى كرديم . مىگويد : ولى از همان زمان كودكى زيرك و هوشيار بوده به كارهاى بيهوده نمىپرداخت . ( 2 ) . از بزرگان آتن است و سرگذشت او خواهد آمد . ( 3 ) . Marathron جنگى كه ايرانيان در خشكى با يونانيان كردند در سال 490 پيش از ميلاد . ( 4 ) . Miltiades يكى از سرداران و بزرگان آتن است كه سرگذشت پسر او كيمون خواهد آمد .